رﻫﮕﺬر زندگي free domainجامعه مجازی، شبکه اجتماعی، دوست یابی، دوستیابی، ثبت دامنه، ثبت دامین
رفتم اینجا
نكته اول : آنكه وبلاگ من فيلتر شده و متاسفانه براي دوستان داخلي ديگر به سادگي قابل دسترسي نيست
نكته دوم: آنكه فيلم سنتوري را ديدم و به نظرم يك فيلم گيشه اي پر از ضد ارزشهاي موذيانه و بد بود كه علاوه بر بازي عالي بهرام رادان و صداي خوب محسن چاووشي چيزي بجز تكنيكهاي لوندي و لودگي و جنسيت گرايي سينمايي جهت جذب مخاطب نداشت...
احساسم بر آن است كه خدا انسان را آفريد تا سركشي كند ! خدا از يكنواختي خسته شده بود ! از يكنواختي سنگها و درختان و فرشتگان كه تنها به تسبيح او بر حسب وظيفه مشغول بودند و خداوند بسيار برتر از آنب ود كه اينگونه پرستيده شود ٬ پس انسان را آفريد تا فكر كند و انتخاب كند و سركشي كند و بندگي نيز.
خدا مي خواست علاوه بر رحمن و رحيم بودنش كه در حق ساير مخلوقاتش كه همواره بر حسب وظيفه او را ستايش مي كردند اعمال مي كرد ٬ ساير صفات ذات اقدس خود را هم به معرض نمايش بگذارد ! پس انسان را آفريد تا تمامي راههاي رسيدن به خدا كشف شوند ٬ تا نا فرماني خداوند و عواقب آن آشكار شود ٬ تا تفكر معنايي حقيقي يابد و تا اينكه دنياي مخلوقات واژه عشق را تحسين كند !
به راستي اگر انسان را نمي آفريد معناي واقعي بندگي نيز شناخته نمي شد٬ بندگي از روي تفكر و عشق...
از دست نوشته هاي خودم!!!!!
زن بهتر است یا ثروت ؟!!!
عموی بزرگ هم به پدرم پیوست...
این شعر زیبا را هم یکی از دوستانم برایم فرستاده :
آنکه سیمای تو را این همه زیبا میکرد
کاش از روز ازل فکر دل ما میکرد
یا نمیداد به تو این همه زیبایی را
یا مرا در غم عشق تو شکیبا میکرد
کاغذ ابر و باد را بردار
و رو به قبله من
- در همین حوالی-
قلمت را بی بهانه بتراش
قوس واژگونی در کار نیست
بگذار شب
پر از خلوت خلاق تو باشد
آیه الکرسی را که خواندی
با خاطره های عرشی
روی هر فرشی که دلت خواست بنشین
اما اگر خواستی مرا بنویسی - یک خواهش صمیمی و کوچک-
تنهایی مرا بکش
تا بامداد قیامت !